<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress/2.1.3" -->
<rss version="2.0" 
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
<channel>
	<title>نظرات در: نگراني</title>
	<link>http://www.sabasaboohi.com/journal/?p=13</link>
	<description>خاطرات صبا و نوشته‌های پدر و مادر</description>
	<pubDate>Thu, 30 Apr 2026 14:15:34 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.1.3</generator>

	<item>
		<title>توسط: حسين طاهري</title>
		<link>http://www.sabasaboohi.com/journal/?p=13#comment-13</link>
		<author>حسين طاهري</author>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.sabasaboohi.com/journal/?p=13#comment-13</guid>
					<description>هادي جان
اين نشان مي ده شماها آدم هاي مسئوليت پذيري هستيد و در برابر امانتي كه خدا بهتون داده احساس مسئوليت مي كنيد و مي خواهدي وظيفه اتان را به نحو احسن انجام دهيد.
اميدوارم خداوند بيشتر از پيش كمكتان كند و موضوع حل شود.
ولي از دو جنبه ديگر هم موضوع را ببينيد اولي كه حتما از همه شنيده ايد و من هم قبلا گفتم و يك ذره لحنم منتقدانه بود ، ولي منظورم كمك بود اينكه خيلي خيلي هم سخت نگيريد و اين روزها مي گذرد.ضمن اينكه هر چه آدم بيشتر بداند مسلما بهتر است و هر چه راهنمايي بيشتري از دوستان بگيريد با آگاهي بيشتري با مشكلاتتان مواجه مي شويد.ولي اين اطلاعات و راهنمائيها نبايد نتيجه عكس داشته باشد به اينگونه كه شما را نگران و مضطرب (حالا مي دونم كه به اون شدت هم نيست) كند.حتما درباره شيردهي مادر شنيده ايد كه نگراني و استرس چقدر موجب تاثير آن روي رفتار فعلي و آينده فرزندتان داشته باشد.لذا با شنيدن اينكه اين تقريبا مشكلي است كه بيشتر والدين تا حداقل 40 روز اول دارند ، كمي با آرامش و همكاري بيشتر و بدون زوم كردن روي مشكلات ، مشكلاتتان را پشت سر بگذاريد كه فرزند شما و خود شما بيش از خواب و خوراك به محيطي گرم و پر از آرامش نياز دارد كه مسلما شما لياقت ايجاد آن را داريد.
و جنبه ديگر موضوع اين است كه هر چند اين مسئوليت (نگهداري از فرزند) به دوش شما گذاشته شده است ولي در هر صورت ما انسان ها توان محدودي داريم و در حد توانائيهايمان قادريم كارهايي را انجام دهيم كه ميزان آن با مقايسه با عوامل ديگر خيلي ناچيز هستند.و هر چند اين موضوع سبب سلب مسئوليت از ما نمي شوند ولي هميشه دو دايره توانائيها و يايدها را در ذهنتان مجسم كرده.در محوطه مياني آنها كه محوطه نگراني هست وارد نشويد.
عين اين مشكل را (از اين جنبه) الان من و خانواده ام درباره مادرم داريم كه ايشان بيش از 40 روز از كه در بيمارستان بستري هستند و سفر من به تهران ، زحمت هاي ديگر اعضاي خانواده و حتي سفر برادرم از آمريكا و زحمات پزشكان دعاي خيرخواهان و دوستان ، فعلا هيچ قدمي را به جلو نبرده است و حركت در آن دايره نگراني فقط بازي كردن با وجدان خود و ديگران و ... است.
خسته نباشيد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هادي جان<br />
اين نشان مي ده شماها آدم هاي مسئوليت پذيري هستيد و در برابر امانتي كه خدا بهتون داده احساس مسئوليت مي كنيد و مي خواهدي وظيفه اتان را به نحو احسن انجام دهيد.<br />
اميدوارم خداوند بيشتر از پيش كمكتان كند و موضوع حل شود.<br />
ولي از دو جنبه ديگر هم موضوع را ببينيد اولي كه حتما از همه شنيده ايد و من هم قبلا گفتم و يك ذره لحنم منتقدانه بود ، ولي منظورم كمك بود اينكه خيلي خيلي هم سخت نگيريد و اين روزها مي گذرد.ضمن اينكه هر چه آدم بيشتر بداند مسلما بهتر است و هر چه راهنمايي بيشتري از دوستان بگيريد با آگاهي بيشتري با مشكلاتتان مواجه مي شويد.ولي اين اطلاعات و راهنمائيها نبايد نتيجه عكس داشته باشد به اينگونه كه شما را نگران و مضطرب (حالا مي دونم كه به اون شدت هم نيست) كند.حتما درباره شيردهي مادر شنيده ايد كه نگراني و استرس چقدر موجب تاثير آن روي رفتار فعلي و آينده فرزندتان داشته باشد.لذا با شنيدن اينكه اين تقريبا مشكلي است كه بيشتر والدين تا حداقل ۴۰ روز اول دارند ، كمي با آرامش و همكاري بيشتر و بدون زوم كردن روي مشكلات ، مشكلاتتان را پشت سر بگذاريد كه فرزند شما و خود شما بيش از خواب و خوراك به محيطي گرم و پر از آرامش نياز دارد كه مسلما شما لياقت ايجاد آن را داريد.<br />
و جنبه ديگر موضوع اين است كه هر چند اين مسئوليت (نگهداري از فرزند) به دوش شما گذاشته شده است ولي در هر صورت ما انسان ها توان محدودي داريم و در حد توانائيهايمان قادريم كارهايي را انجام دهيم كه ميزان آن با مقايسه با عوامل ديگر خيلي ناچيز هستند.و هر چند اين موضوع سبب سلب مسئوليت از ما نمي شوند ولي هميشه دو دايره توانائيها و يايدها را در ذهنتان مجسم كرده.در محوطه مياني آنها كه محوطه نگراني هست وارد نشويد.<br />
عين اين مشكل را (از اين جنبه) الان من و خانواده ام درباره مادرم داريم كه ايشان بيش از ۴۰ روز از كه در بيمارستان بستري هستند و سفر من به تهران ، زحمت هاي ديگر اعضاي خانواده و حتي سفر برادرم از آمريكا و زحمات پزشكان دعاي خيرخواهان و دوستان ، فعلا هيچ قدمي را به جلو نبرده است و حركت در آن دايره نگراني فقط بازي كردن با وجدان خود و ديگران و &#8230; است.<br />
خسته نباشيد</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>توسط: امیر</title>
		<link>http://www.sabasaboohi.com/journal/?p=13#comment-14</link>
		<author>امیر</author>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.sabasaboohi.com/journal/?p=13#comment-14</guid>
					<description>من نظرم اینه که زیاد نگران نباش هر مرحله خودش خود به خود طی مشه به نظر من توج و استفاده از تجربیات دیگران خصوصا قدیمی ها بسیار مفید است. تنها چیزی که زیاد توصیه نمی شود این است تا 6 ماهگی بچه هیچ جیز جز آب و شیر مادر نخورد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من نظرم اینه که زیاد نگران نباش هر مرحله خودش خود به خود طی مشه به نظر من توج و استفاده از تجربیات دیگران خصوصا قدیمی ها بسیار مفید است. تنها چیزی که زیاد توصیه نمی شود این است تا ۶ ماهگی بچه هیچ جیز جز آب و شیر مادر نخورد</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>توسط: پريسا در درياي خوشبختي</title>
		<link>http://www.sabasaboohi.com/journal/?p=13#comment-15</link>
		<author>پريسا در درياي خوشبختي</author>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.sabasaboohi.com/journal/?p=13#comment-15</guid>
					<description>سلام..ببينين منم همين مشكل را دقيقا با پريسا داشتم..................متاسفانه چون خودم رشته تغذيه را خونده بودم و عضو كميته كشوري حمايت از شير مادر هم بودم هر چي بهم مي گفتن به بچه شير خشك هم بده كه سير بشه.. قبول نمي كردم..............مي گفتم فقط شير مادر.........................الان احساس مي كنم اون بي قراري ها و نخوابيدن هاي پريسا يك دليلش گرسنه ماندن او بوده........................شما هم يك امتحاني بكنيد... فقط يك وعده شير خشك اخر شب بدهيد..

يك كار ديگه كه براي پريسا كرديم درست كردن يك ننو به روش قديم بود.. توي پذيرايي ازين سر اتاق به اون سر اتاق با طناب درست كرده بوديم............. از 6 ماهگي به اون ور...اينطوري حداقل 2 ساعت يكسره مي خوابيد.. فكر كنم عكساش تو ارشيومون باشه....

از 1 ماهگي به بعد هم دكتر پريسا گفت به عرق نعنا عادتش بديد به جاي گريپ ميچر.... اين هم خوب توصيه اي بود.....سعي كنين كمتر چيز هاي شيميايي به صبا بديد..</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام..ببينين منم همين مشكل را دقيقا با پريسا داشتم&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;متاسفانه چون خودم رشته تغذيه را خونده بودم و عضو كميته كشوري حمايت از شير مادر هم بودم هر چي بهم مي گفتن به بچه شير خشك هم بده كه سير بشه.. قبول نمي كردم&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..مي گفتم فقط شير مادر&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.الان احساس مي كنم اون بي قراري ها و نخوابيدن هاي پريسا يك دليلش گرسنه ماندن او بوده&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;شما هم يك امتحاني بكنيد&#8230; فقط يك وعده شير خشك اخر شب بدهيد..</p>
<p>يك كار ديگه كه براي پريسا كرديم درست كردن يك ننو به روش قديم بود.. توي پذيرايي ازين سر اتاق به اون سر اتاق با طناب درست كرده بوديم&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;. از ۶ ماهگي به اون ور&#8230;اينطوري حداقل ۲ ساعت يكسره مي خوابيد.. فكر كنم عكساش تو ارشيومون باشه&#8230;.</p>
<p>از ۱ ماهگي به بعد هم دكتر پريسا گفت به عرق نعنا عادتش بديد به جاي گريپ ميچر&#8230;. اين هم خوب توصيه اي بود&#8230;..سعي كنين كمتر چيز هاي شيميايي به صبا بديد..</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>توسط: ليست وبلاگ‌های به روز شده</title>
		<link>http://www.sabasaboohi.com/journal/?p=13#comment-16</link>
		<author>ليست وبلاگ‌های به روز شده</author>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.sabasaboohi.com/journal/?p=13#comment-16</guid>
					<description>سلام،
ضمن تبريک برای وبلاگ خوبتان، متأسفانه برخلاف توافق قبلی و با وجود لينک‌های ديگر در وبلاگ شما، نتوانستيم لينک «ليست وبلاگ‌های به روز شده» را در جای مناسبی در وبلاگتان که در معرض ديد باشد، پيدا کنيم؛ زيرا نفس اضافه کردن لينک ما در اين است که دوستان ديگر هم از سايت ما مطلع شوند تا بتوانند از مزايای رايگان آن استفاده کنند. لطفاً در صورت تمايل ابتدا لينک ما را در جای مناسبی قرار دهيد، سپس، فرم مربوطه را که همراه ايميل برای شما فرستاده شده است، مجدداً پرنمائيد.
با تشکر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام،<br />
ضمن تبريک برای وبلاگ خوبتان، متأسفانه برخلاف توافق قبلی و با وجود لينک‌های ديگر در وبلاگ شما، نتوانستيم لينک «ليست وبلاگ‌های به روز شده» را در جای مناسبی در وبلاگتان که در معرض ديد باشد، پيدا کنيم؛ زيرا نفس اضافه کردن لينک ما در اين است که دوستان ديگر هم از سايت ما مطلع شوند تا بتوانند از مزايای رايگان آن استفاده کنند. لطفاً در صورت تمايل ابتدا لينک ما را در جای مناسبی قرار دهيد، سپس، فرم مربوطه را که همراه ايميل برای شما فرستاده شده است، مجدداً پرنمائيد.<br />
با تشکر</p>
]]></content:encoded>
				</item>
</channel>
</rss>
