<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress/2.1.3" -->
<rss version="2.0" 
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
<channel>
	<title>نظرات در: حرف احساسي</title>
	<link>http://www.sabasaboohi.com/journal/?p=57</link>
	<description>خاطرات صبا و نوشته‌های پدر و مادر</description>
	<pubDate>Sat, 30 May 2026 00:54:33 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.1.3</generator>

	<item>
		<title>توسط: مادر صبا</title>
		<link>http://www.sabasaboohi.com/journal/?p=57#comment-1086</link>
		<author>مادر صبا</author>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.sabasaboohi.com/journal/?p=57#comment-1086</guid>
					<description>دقیقا این جملات را به من هم گفت.
نمی دونم چرا براش اینطوری جا افتاده که ما وقتی میایم دانشگاه اونو دوسش نداریم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دقیقا این جملات را به من هم گفت.<br />
نمی دونم چرا براش اینطوری جا افتاده که ما وقتی میایم دانشگاه اونو دوسش نداریم</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>توسط: پدر صبا</title>
		<link>http://www.sabasaboohi.com/journal/?p=57#comment-1087</link>
		<author>پدر صبا</author>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.sabasaboohi.com/journal/?p=57#comment-1087</guid>
					<description>جالبه که هر چقدر هم بهش می گیم که حتی اگر بریم دانشگاه بازم دوستش داریم، باور نمی کنه. میگه: نه!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جالبه که هر چقدر هم بهش می گیم که حتی اگر بریم دانشگاه بازم دوستش داریم، باور نمی کنه. میگه: نه!</p>
]]></content:encoded>
				</item>
	<item>
		<title>توسط: عمو پویا</title>
		<link>http://www.sabasaboohi.com/journal/?p=57#comment-1127</link>
		<author>عمو پویا</author>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://www.sabasaboohi.com/journal/?p=57#comment-1127</guid>
					<description>یک استنتاج منطقی ساده می کنه:
1- وقتی کار بدی کرده بهش گفتید دوسش ندارید و موقتا تنهاش گذاشتید.
2- وقتی میرید دانشگاه تنها میمونه و همون احساس را می کنه
3- میدونه که رفتن دانشگاه یک کار اختیاری برای شماست یعنی اگر یک روز نخواهید بروید نمی روید. اما هنوز قدر تحلیل در بعد کلان را نداره که بفهمه شما نمی تونید اصلا دانشگاه نروید.
====================
نتیجه: وقتی میرید دانشگاه فکر می کنه دارید مجازاتش می کند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یک استنتاج منطقی ساده می کنه:<br />
۱- وقتی کار بدی کرده بهش گفتید دوسش ندارید و موقتا تنهاش گذاشتید.<br />
۲- وقتی میرید دانشگاه تنها میمونه و همون احساس را می کنه<br />
۳- میدونه که رفتن دانشگاه یک کار اختیاری برای شماست یعنی اگر یک روز نخواهید بروید نمی روید. اما هنوز قدر تحلیل در بعد کلان را نداره که بفهمه شما نمی تونید اصلا دانشگاه نروید.<br />
====================<br />
نتیجه: وقتی میرید دانشگاه فکر می کنه دارید مجازاتش می کند.</p>
]]></content:encoded>
				</item>
</channel>
</rss>
